تبليغاتX
مطالب جالب
سلام.امروز چیزی برای نوشتن نداشتم گفتم بیام چند تا چیز بگم

همونطور که خودتون می دونین امتحانات مون در شرف شروع شدن هستش.

و من اصلا وقت نمی کنم بلاگنویسی کنم.به همین علت کمتر به بلاگم خواهم اومد.

اما مطالب خوبی میارم که مطمئنا! به دردتون می خوره.

در ضمن من بین ساعات ۱۲ تا یک نصف شب(موقعی که اینترنت نصفه)

میام چت روم.اگه سوال کامپیوتری داشتین به من بگین.

یا هر سوال دیگه.اگه بلد بودم جواب می دم.در ضمن من بین ساعات ۹ تا ۱۰ شب هم آنلاینم

منتها نه تو چت روم.

آدرس چت روم:

برین تو regional بعد برین تو فولدر asia .این دو گزینه هستند.اگه هر کدوم شلوغ بود بیایین بغلی

چون بعضی وقتا به علت شلوغی قبول نمی کنه

آدرس آی دی: mahanweb@ymail.com

چت روم های

asia global chat3(49)[w114]

 

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

برنامه ی fl stodio یک نرم افزار برای موسیقی است.بزودی فایل های سیو شده ی آن در این بلاگ

گذاشته می شود تا شما دانلود و نت هایی که زدم را بشنوید!

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

داشتم میومدم که حوس شیر موز کردم.رفتم با داداشم یه شیر موز خریدیم.داشتیم میومدیم.

یه دوست دارم نینجوتسو میره.از پشت مثل نینجا کار ها اومد!

چنان ضربه ای زد که نصف شیر موز ریخت روی کت شلوارم.مکث کردم بهش چی بگم.

گفتم اگه عصبانی بشم کارشو جبران نکردم

اگه گریه کنم ضایع می شه

اگه بخندم خودم کیف نمی کنم چون عقده ی جبران این مساله برام مهم بود

تصمیم گرفتم حالشو بگیرم.اول لیوان مونده ی شیر موز رو به سمتش پرت کردم!

کل هیکلش شیرموزی شده بود.

بعد گفتم الاغ!

قیافش خیلی خنده دار شده بود.فرض کن خواسته حال منو بگیره حالش گرفته شده.

قیافش اینجوری بود  بعد اینجوری شد

گفت:چرا عصبانی میشی.چیزی نشده.

با حالت عصبانیت گفتم:اگه دیگه باهات صحبت کردم.

یهتش زده بود.نمی دنست چیکار کنه.

خلاصه تونستم جبرانش کنم.

خداوکیلی خاطره ی ضایعی بود.خودم خوشم نیومد ولی شاید شما خوشتون بیاد!

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

سلام.داشتم تو اینترنت می گشتم.یه بلاگ جالب دیدم که دست نوشته ها و خاطراتشون رو نوشته

بودن.گفتم بخشی تو بلاگم بذارم و خاطرات جالبم رو بنویسم تا شما هم استفاده کنید

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

امروز هوا ابری بود.اما اتفاق مهمی نیفتاد.

حوصلم سر رفته بود گفتم بیام چیزی تو وبلاگم بنویسم.

مطلب پیدا نکردم گفتم یک بحث بذارم تا شما دوستان باهم بحث کنید و در آخر به یک نتیجه برسیم.

به نظر شما دینی که در دبیرستان تدریس می شه خوبه؟

اگه خوبه چرا؟

اگه بده چرا بده؟

اگه خوبه ولی مشکل داره چرا؟

منتظر ششرکتتون در این بحث هم در بخش نظرات و هم در فرومم هستم.

نظر من رو می تونید برید در فروم بخوید و در بخش نظرات هم نوشتم:

آدرس فروم:http://hatefwebf.mihanbb.com/thread-1.html

 

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

سلام.انجمنم هم ساخته شد که می تونید اونجا از انجمن استفاده کنید.

فقط یک سری قوانین و مقرراتی دارد.

بخش وجود دارد به عنوان بحث وبلاگم.

شما حق باز کردن یک موضوع در آن بخش را ندارید.

فقط باید بروید داخل موضوع و نظرتان را پست کنید.اما در بقیه ی بخش ها آزاد هستید

امیدوارم بتوانم من بعد بهترین ها رو در آدرس ها  و فضا هایی که در اینترنت اشغال کردم بریزم

آدرس انجمنم:  http://hatefwebf.mihanbb.com/

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

با سلام.امروز فقط تونستم موضوعاتم رو تکمیل و عوض کنم.انشاالله دیگه ار فردا این وبلاگ رو رسما

دوباره راه اندازی خواهم کرد تا شا هم استفاده ببرید

بخش های بلاگ:

سخن روز

مطالب اجتماعی

مطالب هنری

مطالب علمی

دانستنی ها

کامپیوتر

مقالات شما

اخبار

حوادث

فیلم و سریال

تلوزیون

ماهواره

موسیقی

طنز و جوک

مطالب شاهنامه

دست نوشته

انجمن بلاگ

افتخارات

روانشناسی

فیزیک

شیمی

دینی

ائمه ی اطهار

ادبیات

نکته ها

کتاب و کتابخوانی

تازه ها

معرفی سایت

 می باشد.که برای هر کدام از بخش ها در فروم تاپیکی گذاشتم که می تونید برید و استفاده

کنید.دیگه از فردا خواهم نوشت.منتظر باشید

 

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

سلام.من برای وبلاگم هدف گذاری کردم.چه کارهایی قراره روی بلاگم انجام بشه؟

۱ - خرید یک دامین اینترنتی برای بلاگ

۲ - اضافه شدن بخش های متفاوت (بجز دانلود برنامه)

۳- درست کردن بخشی جدا برای دانلود برنامه

۴- بنر زیبا برای بلاگ

۵- معرفی دوست

۶- پورتالی از بلاگم در سایت

۷ -  پست های جالب

 ۸ - و هزارتا امکانات دیگر

منتظر باشید

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

سلام.اومدم بگم که تاخیرام رو ببخشید.

انشاالله بزودی وبلاگم رو می نویسم.منتظرباشید...

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

تاخیر کبری من رو به آقاییتون ببخشین.انشاالله جبران خواهیم کرد.منتطر باشید...
نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

سلام.همانطور که قول داده بودم اومدم با یک مطلب توپ :

برترین دانشگاه های سال 2009 معرفی شدند و دانشگاه هاروارد همچنان عنوان بهترین دانشگاه جهان را

حفظ

کرد.در فهرست اعلام شده آمریکای شمالی که در سال 2008 از میان 100 دانشگاه برتر جهان 42 دانشگاه را

به خود اختصاص داده بود در سال 2009 تنها 36 جایگاه از 100 دانشگاه برتر را در اختیار دارد.این رتبه بندی بر

پایه ی یک نظر خواهی جهانی از دانشگاهیان و کارفرمایانی که فارق التحصیلان دانشگاهها را استخدام میکنند

انجام شده است.در فهرست جدید 36 دانشگاه اروپایی در میان 100 دانشگاه برتر جهان قرار دارد و تعداد

دانشگاههای آسیایی از 14 به 16 افزایش یافته است. دانشگاه کمبریج از رتبه ی سوم به دوم نزول کرده است

کالج لندن با سه پله پیشرفت از رتبه ی هفتم به چهارم رسیده است.دانشگاه توکیو که در رتبه ی 22 قرار

گرفته برترین دانشگاه آسیاست.و دانشگاه هنگ کنک نیز توانسته از رتبه ی 26 به 24 برسد.

امسال رده بندی متفاوتی  میان دانشگاه ها و انستیتو های تخصصی نیز انجام شد که انستیتو های اروپایی

بیشتر موفق بودند

در بخش علوم اجتماعی مدارس لندن و در حوزه ی اقتصاد و مهندسی مدارس پاریس برترین رتبه ها به خود

اختصاص .برخی دانشگاه ها و استادان و مسئولان دانشگاه در خصوص این نظر سنجی نظراتی را مطرح

کرد.

چون تایپ کردم مشکل تایپی شاید داشته باشه که به بزرگی خودتون ببخشیدم!

هر هفته با یک پست خوب میام و وبلاگ رو آپ می کنم!

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

یک ایبوک براتون در نظر گرفتم که حتماً این رو می ذارم واسه ی دانلود و شما 100٪ اطمینان داشته باشید

ایبوک به شما یاد می ده چه طوری سایت بزنین!

دانلود ایبوک(بزودی)

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

همانطور که قول داده بودم با مطالب جالب و مفید میام.اما کمی آپام طولانی خواهد بود!

آخرین کلمات یک جلاد : ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد…

 

آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…

 

آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟

 

آخرین کلمات یک خبرنگار : بله، سیل داره به طرفمون میاد…

 

آخرین کلمات یک خلبان : ببینم چرخها باز شدند یا نه؟

 

آخرین کلمات یک خونآشام : نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!

 

آخرین کلمات یک داور فوتبال : نخیر آفساید نبود!

 

آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی…

 

آخرین کلمات یک دوچرخه سوار : نخیر تقدم با منه!

 

آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرنده ام!

 

آخرین کلمات یک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟…

 

آخرین کلمات یک غواص : نه این طرفها کوسه وجود نداره…

 

آخرین کلمات یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم…

 

آخرین کلمات یک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم…

 

آخرین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند…

 

آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی : قضیه روشنه، قاتل شما هستید!

 
آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری…
 

آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه : این آزمایش کاملاً بی خطره…

 

آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…

 

آخرین کلمات یک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!

 

آخرین کلمات یک ملوان: من چه می دونستم که باید شنا بلد باشم؟

 

آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم…

 

آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

سلام خدمت دوستان.یه ذره عصبانیتم بابت اون پست موتور اومده پایین!

این روز ها درس هم خیلی سنگین شده.یواش یواش نمره هام از سطح اصلیش داره میاد پایین!

نمره ی تاریخم اول 20 بود الان شده 17 و خیلی برام بده!

من روزی باید 5 ساعت درس بخونم.به همین خاطر زیاد وقت نمی کنم وبلاگنویسی کنم!

هدفم از نوشتن این متن این بود که اگه دیر به دیر آپ کردم از الان همشون رو عذر خواهی می کنم!

دیر آپ می کنم اما پستام خیلی قشنگ خواهد بود!

منتظر پست بعدیم باشید!

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

سلام.اول با یه داستان شروع می کنم.

یک انگلیسی که مهندس بوده به ایران سفر می کنه تا یک پروژه ی ساختمانی رو مدیریت کنه!

بعد می بینه یک آدم بی فرهنگ داره با موتور از پیاده رو می ره.سریعاْ یک عکس می گیره و می فرسته

انگلستان.و از اینکه در ایران مشغول کاره حق وحشیت می گیره!

آخه چرا؟

اون زمانی که اونا تو غار معلوم نبود چه غلطی می کردن ما ابو علی سینا رو داشتیم.

کتابخانه داشتیم.کلی تمدن داشتیم.کوروش و داریوش رو داشتیم.

کوروشی که دموکراسی از کتیبه های ایشان به دست آمده.در این کتیبه دموکراسی بیان شده است

حالا می گم چرا این انگلیسی باید از ما حق وحشیت بگیره.مگه خودشون چین؟

حالا بگذریم.آخه چرا بعضی ها با موتور میان تو پیاده رو و حق عابران پیاده رو زیر پا می گذارن!

یه چیزی هم که بهشون می گی فحش های رکیک و ناسزا می گن.

یکی نیست که بگه آخه آدم احمق! تو به حق عابر پیاده تجاوز کردی.از راه اون داری میری.یه چیزی هم

که می گی با نهایت پر رویی می گن:

مگه پیاده رو ماله باباته مر....... ال

من می گم چرا ما باید اینقدر بی فرهنگ شده باشیم.البته این رو هم بگم ما مردمانی خوب و با

فرهنگ زیادی دارم.منتها من کارم با این آدم های بی فرهنگ هستند.

اگه می شد ای قضیه درونی می شد که هیچ موتور سواری داخل پیاده رو نیاد.

انشا الله

فکر نکنید مطلب گیر نیاوردم و این رو نوشته ام.قصد توهین هم نداشتم.خواستم بگم که شاید با این

پستم سه تا موتور سوار محترم بخونن و بفهمن اشتباه کردن.ولی بعضی ها واقعا هیچی؟

 

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

سلام.تراوین چیزی نیست که بشه تو کتاب آموزشش داد.باید خودت بازی کنی تا یاد بگیری!


یک برنامه ی جدید ها در وبلاگ دانلود 24 ساعته گذاشته شده که می تونید دانلود کنید!
نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

تراوین بازی اینترنتی خیلی جالب!

ایبوک این بازی را پس از عضویت از لینک زیر از همین قسمت دانلود کنید!

ایبوک تراوین{بزودی}

لینک عضویت بازی:

http://www.travian.ir/?uc=irx_57079


نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

تراوین یک بازی اینترنتی می با شد که با مراجعه به  آن می توانید

یک دهکده بسازید

دهکده را مدیریت کنید

جعمیتش را افزایش دهید

اتحاد درست کنید

به دیگران حمله کنید

زمین فتح کنید

و هزاران کار دیگه

بازی جالبیه!

برای ورود به تراوین کلیک کنید:

http://www.travian.ir/?uc=irx_57079

فقط روی آدرس بالا کلیک کنید تا بتوانید با دعوت من وارد ترواین شوید.

مزایا:باعث می شود وارد اتحاد من شوید!

هر کسی با لینک بالا عضو شد به من بگه تا وارد اتحادش کنم!

راستی شما باید سفارت داشته باشید که من بهتون کمک می کنم و هرچه سریع

تر وارد اتحادم شده و از مزایای آن بهره مند شوید!

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

با سلام.یک وبلاگ دانلود ۲۴ ساعته زدم.

اونجا دیگه مطالب عمومی خودم رو نمی نویسم!

بلکه فقط دانلود نرم افزار رو میذارم تا ببینید!

لینک:

http://www.m24download.blogfa.com/

 

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

 برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند..

 برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین » را راه بیان عشق عنوان کردند.

 شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند .

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند

 داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.

 آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند .

یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.

شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند .

ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.

بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.

ببر رفت و زن زنده ماند .

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است !

راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که

 (عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود)

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند.

 پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.

این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود...

نوشته شده توسط هاتف  | لینک ثابت |